
تو در آن پرده كه بيش از پيش شيدامان كني
ما در اينجا گم، كه تا شايد تو پيدامان كني
ما در اينجا غايبيم و اين همه راز و نياز
مي رود تا آسمان تا تو هويدامان كني
---------------
می شود باز بگویند که بی تقصیرند
جمعه هایی که بدون تو چنین دلگیرند
باز در گوش زمان ثانیه ها می گفتند
خسته از چرخش این عقربه های پیرند
یوسف پرده نشین بی تو زلیخا صفتان
شبی از حسرت پنهان شدنت می میرند
--------------
دیگر شده ام دچار وسواس بیا
بد جور به عصر جمعه حساس بیا
گفتی به عموی خود ارادت داری
این بار قسم به دست عباس بیا
--------------
ای امام عدل و داد و انتقام
آخرین شمشیر قرآن در نیام
بی تو خون دل فشاندن تا به کی
صبحه جمعه ندبه خواندن تا به کی
چند ذکر اولیاء و انبیاء
ناله ی مهدی بیا مهدی بیا
ای خوش آن روزیکه آن خورشید نور
از کنار کعبه فرماید ظهور
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۳/۱۰/۲۶ ساعت 14:44 توسط علي
|